سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
بسوی عشق
blogsTemplates for your blogpersianblogpersianyahoo
دل احمق در دهانش و دهان حکیم در دلش است . [امام عسکری علیه السلام]
بسوی عشق


  نویسنده: علیسان شایقی  
 

ناگهان زنگ میزند تلفن


ناگهان وقت رفتند باشد


مرد هم گریه میکن وقتی


سره من روی دامنت باشد


بکشی دست روی تنهایش


بکشد دست از تو و دنیات


واقعا عاشق خودش باشی


واقعا عاشق تنت باشد


توی دنیای دوست داشتنی


بهترین دوست دشمنت باشد


دل به آبی آسمان بدهیم


به همه عشق را نشان بدهیم


بعد در راه دوست جان بدهیم


دوستت عاشق زنت باشد


دوستت عاشق زنت باشد



 
   
جمعه 1 اردیبهشت 91 ساعت 12:42 عصر

  نویسنده: علیسان شایقی  
 

با تمام وجود غمگینم


مثل وقتی که زن نمی سازه


مثل وقتی که دوست می میره


مثل وقتی که تیم می بازه


با تمام وجود غمگینم


مثل اوغات تلخ تنهای


فکر کردن به سکس با رویا


شرم احساسه زود ارضای


با تمام وجود غمگینم


لوله تریاک زیر این تخته


دست و پاهامو با تناب نبند


ترک اعتیاد واقعا سخته


با تمام وجود غمگینم


مرگ جزئی از آرزوم شده


بهتره شعرمو شروع کنم


باز سیگار من تموم شده


با تمام وجود غمگینم


با تمام وجود غمگینم


 


 


 


 



  • کلمات کلیدی : عشق، شعر، شعر نو، ترانه، غگمین، نفرت
  •  
       
    سه شنبه 22 فروردین 91 ساعت 3:10 عصر

      نویسنده: علیسان شایقی  
     

    که قد تمامه کرمهای عالم دوستت دارم


    که قد تمامی دوش ها می بارم


    که درد می کشم قد پریودهای هفت روزت


    که سر درد میکنم به سر دردهای مرموزت


    که با صدای تو قطع کنم؟نه بمان هنوز


    که دوستم داری کمی بیشتر از دیروز


    که لایه سینه های تو بی هوا گریه شوم


    که مست توی کوچه های غمت بدوم


     


     



  • کلمات کلیدی : شعر، ترانه، مرد، دوستت دارم
  •  
       
    سه شنبه 22 فروردین 91 ساعت 2:44 عصر

      نویسنده: علیسان شایقی  
     
    وقتی که باز صدای آب
    می پیچه توی کوچه ها
    پر میشه از عطر گلا انگار تموم دنیا
    می شکوفه غنچه ی گلی
    در آرزوی زندگی
    براش همین کافی که 
    بهش بگن : تو خوشگلی
    نگاه گل به آسمون
    یه دم کنارش ننشست
    به بوته خاره دم دست
    دلش رو یک نفس نبست
    یه روز یکی دید گله رو
    خواست بچینه تاج سرو
    تیزی تیغا رو که دید
    عقلش بهش گفت که نرو
    گله به خار گفت: که چرا؟
    نمی شی از من تو جدا؟
    برو می خوام تنها باشم
    تو خیلی زشتی به خدا
    یه صبحه سرد خیلی زود
    بوته خار اونجا نبود
    با همه ی عشقی که داشت
    با دلی که شکسته بود
    چشمای گل یه وقتی دید
    دستی اونو از شاخه چید
    نگاه گل هر جا که گشت
    بوته خاری رو ندید


  • کلمات کلیدی : شعر
  •  
       
    دوشنبه 8 اسفند 90 ساعت 2:34 عصر

      نویسنده: علیسان شایقی  
     


    اگر من نقاش اولام دونیانی زندان چکرم،


    اولومی- آیرلیقی-حسرتی پشمان چکرم،


    اگر من صیاد اولام ، سن کیمین جیران اودونا ،


     اوره گی پاره ادیب عشقیوه هیجران چکرم.


    معنی:
    اگر من نقاش باشم دنیا را زندان خواهم کشید،


     مرگ - جدایی و حسرت را پشیمان خواهم کشید


     اگر من صیاد باشم به خاطر آتش عشق زیبایی همچون تو


    قلبم رو پاره کرده و عشقت رو به رنگ هجران خواهم کشید



  • کلمات کلیدی : شعر ترکی
  •  
       
    شنبه 2 مهر 90 ساعت 8:56 صبح

      نویسنده: علیسان شایقی  
     

    گاه یادت می افتم


    یاده کوچهای پر از قرارمان


    یادقهر کردنت از دیر امدنم


    یاده تمام نامه های آشتی کنان


    یاد کودک واسطه


    چه زود میگذرد زندگی


    مثل خیال من


    مثل امدن و رفتن


    تنها در این میان منو تو یم که دگیر افعال شده ایم



  • کلمات کلیدی : شعر
  •  
       
    دوشنبه 7 شهریور 90 ساعت 2:55 عصر

      نویسنده: علیسان شایقی  
     

    زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
    ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم

    می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
    سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

    زلف را حلقه مکن تا نکُنی در بندم
    طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

    یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
    غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

    رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گُلم
    قد برافراز که از سرو کنی آزادم

    شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
    یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم

    شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
    شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

    رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
    تا به خاک در آصف نرسد فریادم

    حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
    من از آن روز که در بند توام آزادم



  • کلمات کلیدی :
  •  
       
    دوشنبه 6 دی 89 ساعت 3:27 عصر

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
      ناگهان
    با تمام وجود غمگینم
    منو به حال خودم بذار،این مرد رو
    گل و خار
    شعر ترکی
    یاد
    حافظ
    [عناوین آرشیوشده]
     
    پارسی بلاگ

    خانه مدیریت شناسنامه ایمیل

    8454: کل بازدید

    12 :بازدید امروز

    28 :بازدید دیروز

     RSS 

     Atom 

     
    دسته بندی
     
    آرشیو
     
    درباره خودم
    بسوی عشق
    علیسان شایقی[36]
    با سلام خدمت دوستان عزیز من در این وبلاگ سعی میکنم طرز فکری نوی از زندگی رو براتون توضیح بدم. راه در جهان یکیست و آن راه راستی است
     
    لوگوی خودم
    بسوی عشق
     
     
    عکس رفقام
     
    رفقام
    حضور و غیاب
     
    اشتراک